کتاب بکت و ساد -مشابه نو
هر قسط با تربپی:
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
نویسنده:
ژان میشل راباته
ترجمه:
سینا بشیری
انتشارات :
طرح نو
سال انتشار :
1405-2020
تعداد صفحات:
268
کتاب «بکت و ساد» اثر ژان-میشل راباته، که در سال ۲۰۲۰ منتشر شده، پژوهشی جسورانه در حوزه نقد ادبی، ادبیات تطبیقی، فلسفه ادبیات و روانکاوی لکانی است. راباته در این اثر دو نویسنده ظاهراً نامتجانس را در کنار یکدیگر قرار میدهد: مارکی دو ساد، نویسنده افراط، خشونت، میل جسمانی و انباشت صحنههای سادیستی، و ساموئل بکت، نویسنده سکوت، زهد، تهیشدگی، مینیمالیسم و فرسایش زبان. ایده محوری کتاب این است که این دو جهان ادبی، با وجود تفاوتهای آشکار، در سطحی عمیقتر به منطقی مشترک میرسند؛ منطقی که بر حبس، تکرار، محاسبه، فرسودگی و فروکاستن انسان به بدنی گرفتار در نظمی بیرحم استوار است.
راباته نشان میدهد که آثار ساد و بکت، هر یک به شیوهای متفاوت، از نوعی منطق ریاضیوار بهره میگیرند. در نوشتههای ساد، بهویژه در صد و بیست روز در سدوم، میل به طبقهبندی، شمارش و اجرای همه ترکیبهای ممکن خشونت و انحراف بهوضوح دیده میشود. جهان ساد تنها عرصه شهوت و خشونت نیست، بلکه جهانی است که در آن افراط نیز بهصورت نظاممند و محاسبهپذیر سازمان مییابد. در مقابل، بکت در آثاری چون مولوی و نمایش تلویزیونی چهارگوش، حرکتها، وضعیتها و ترکیبهای ممکن را تا مرز فرسودگی پیش میبرد. مسئله مشهور سنگهای مکیدنی در مولوی نمونهای روشن از این وسواس ترکیبی است؛ جایی که عملی ظاهراً ساده، به مسئلهای نظاممند، مکانیکی و تقریباً ریاضی تبدیل میشود. از نگاه راباته، این منطق در هر دو نویسنده سرانجام به تهیشدن معنا و آشکار شدن جبر حاکم بر سوژه میانجامد.
یکی دیگر از محورهای مهم کتاب، تحلیل فضاهای بسته و محصور است. در آثار ساد، قلعهها، اتاقهای قفلشده و مکانهای منزوی، صحنه اجرای قوانین دلبخواهی و بیرحمانهاند؛ فضاهایی که از جهان بیرون جدا میشوند تا بدنها در آنها تحت کنترل، آزمایش و شکنجه قرار گیرند. راباته این وضعیت را با فضاهای بسته در آثار بکت مقایسه میکند: سطلهای زباله در دست آخر، کوزهها در بازی، تپه شنی در روزهای خوش و دیگر فضاهای محدود و نامعلوم در متون متأخر او. در هر دو جهان، فضا صرفاً پسزمینه روایت نیست، بلکه به عاملی فعال و شکنجهگر تبدیل میشود؛ محیطی که امکان انتخاب، خروج و رهایی را به حداقل میرساند.
راباته همچنین نسبت میان اشتیاق و بیتفاوتی را بررسی میکند. برخلاف تصور رایج، او نشان میدهد که در جهان ساد، هدف نهایی صرفاً لذت یا هیجان جسمانی نیست، بلکه رسیدن به نوعی آپاتی یا بیحسی فلسفی است؛ وضعیتی که در آن سوژه پس از عبور از مرزهای افراط، به سردی و بیتفاوتی میرسد. این وضعیت با جهان بکت پیوند مییابد، زیرا شخصیتهای او نیز غالباً از همان آغاز در حالتی از رخوت، ناتوانی، فلجشدگی و فرسودگی به سر میبرند. در هر دو نویسنده، بدن نه مرکز آزادی، بلکه محل اجبار، تکرار و واکنشهای مکانیکی است.
یکی دیگر از مباحث کلیدی کتاب، بررسی زبان بهمثابه ابزاری برای اعمال خشونت است. در آثار ساد، گفتارهای طولانی، استدلالهای فلسفی و فرمانهای جلادان، همان اندازه خشونتآمیزند که اعمال بدنی؛ زبان در آنجا ابزار توجیه و اجرای قدرت است. در آثار بکت نیز زبان نیرویی رهاییبخش نیست، بلکه امری تحمیلی است که سوژه را وادار به ادامه سخن گفتن میکند، حتی زمانی که دیگر چیزی برای گفتن باقی نمانده است. صدای بیپایان راوی در نامناپذیر نمونهای روشن از این شکنجه زبانی است.
نقطه قوت اصلی «بکت و ساد» در نوآوری تطبیقی و غنای نظری آن نهفته است. راباته با تکیه بر اندیشههای لکان، دلوز و خوانشی دقیق از متون، رابطهای غیرمنتظره اما تأملبرانگیز میان دو نویسنده برقرار میکند. البته این اثر کتابی دشوار و کاملاً تخصصی است و درک کامل آن مستلزم آشنایی با آثار بکت، ساد، روانکاوی لکانی و فلسفه قارهای است. افزون بر این، گاه تأکید بر شباهتهای ساختاری، تفاوتهای تاریخی و زیباییشناختی این دو نویسنده را تا حدی کمرنگ میکند.
با این همه، «بکت و ساد» اثری مهم و چالشبرانگیز است که نشان میدهد افراط سادی و زهد بکتی، با وجود تفاوتهای بنیادین، در نقطهای مشترک به هم میرسند؛ جایی که انسان زیر فشار زبان، بدن، نظام و تکرار، تا آستانه فروپاشی معنا پیش میرود.